قاطینگا-پاتینگا

شب تنهایی

      یلدا، مجالى است براى تکرار هر آنچه روزگارى، سرمشق خوبى هایمان

  بوده اند و امروز بر روى طاقچه عادت هایمان غبار مى گیرند

+ نوشته شده در  89/09/29ساعت 16:7  توسط milad  | 

عاشقی شیوه ی رندان بلا کش باشد!!!

      هيچ وقت دل به کسي نبند… چون اين دنيا اين قدر کوچيکه که توش دو

     تا دل کنار هم جا نميشه ... ولي اگه دل بستي…… هيچ وقت ازش جدا

    نشو چون اين دنيا اينقدر بزرگه که ديگه پيداش نميکني به ياد داشته باش،

    بهترين رابطه، رابطه اي است كه عشقتان به يكديگر بر نيازتان به يكديگر

    فزوني يابد آغوشت را به سوي دگرگوني بگشاي ،امّا از ارزش هاي خود

     دست بر ندار.

+ نوشته شده در  89/09/21ساعت 22:14  توسط milad  | 

با تمام وجود می نویسم

این همه آدم هستند

که می آیند توی زندگی ام

برایم خاطره می سازند

چند وقت بعد هم راهشان را می کشند و می روند

بعد

نه آن ها ٬ نه من

- هیچ کدام مان -

به روی خودمان نمی آوریم

که زمانی در زندگی هم بوده ایم

که سهمی از خاطره های هم داریم

که گاهی به هم تکیه می کرده ایم

گاهی فکر می کنم

تو چرا مثل آن ها نشده ای ؟

چرا مثال نقض شدی برای حرف های ِ من ؟

چرا خونت رنگین تر از بقیه شده ؟

با وجود این همه دل بستگی من

اما

چقدر راحت ٬

راهت را می کشی و می روی

بی خبر  از تمام ِ هست و نیست های ِ

کسی که زندگیش برای تو می رود ...



این همه آدم هستن
+ نوشته شده در  89/09/13ساعت 0:37  توسط milad  | 

+ نوشته شده در  89/09/12ساعت 13:53  توسط milad  | 

به دلیل انتقاد بعضی از دوستان عزیز دیگر بخش منتقدی آلبوم شاهین نجفی را انجام نمی دهیم.و واقعا از دوستان عزیزی که نظرات خود را عرضه کرده اند.منتظر دیگر نظراتتان هستیم
+ نوشته شده در  89/09/12ساعت 13:0  توسط milad  | 

تفتیش عقاید!!!!

                      اصل ۲۳ قانون اساسی : تفتیش عقاید ممنوع

          و هیچ کس را نمی توان به صرف داشتن عقیده ای موردتعرض و موخذه قرار داد.

به نظر شما آیا این اصل از قانون اساسی در ایران رعایت می شود؟

                آیا هر کس می تواند عقاید خودش را ترویج و گسترش دهد

 و بتواند نوعی عقیده ی خاصی که مخالف نظام جمهوری اسلامی

و عقاید آن هم نباشد فراگیر کند؟

مثلا جایی در یک منطقه از ایران عزیز...همین نزدیکی های تهران!!!

 یک شخصی برای این فرقه بسیار عزیزاست و این فرقه هم

 عقاید خودشان را بنابر دستور رهبر نمی تواند ترویج دهند.

چون نوعی دین گریزی و اشاعه مذهب جز مذهب اصلی کشورمان

است ولی این فرقه و فرقه هایی از این قبیل به راحتی بین

 خودشان عقایدشان را مطرح می کنند و به  نوعی ارزش ها

و هنجارهای آنان درون گروهی است و بسط و گسترش نمی دهند.

از لحاظ مذهبی هم این نوع تفتیش عقاید ممنوع است

به شرطی که درون گروهی و آن فرقه عقایدش را به  دیگران برای ثبت مخا طب

 گسترش ندهد.

ولی آیا در سیاست هم این گونه است؟؟؟؟

آیا کسی که عقایدی سیاسی دارد و حتی این عقاید مخالف

نظام جمهوری اسلامی هم نباشد می تواند گسترش دهد؟

در دانشگاه های خودمان میبینیم که دانشجویان حقوق و علوم سیاسی

بسیار مورد توجه هستند.به خاطر مسایلی و موضوعاتی  که در سر کلاس

 و با استاد مطرح می کنند و اغلب هم به جامعه و کنش و واکنش های

سیاسی ربط دارد ولی در کل دانشجویان رشته های فنی بسیار 

در مسایل سیاسی فعال ترند.

این هم به خاطر آزادی هایی هم که دارند ولی دانشجویان

 حقوق و علوم سیاسی یک نوعی ازشان جلوگیری می شود.

به هر حال  ما در این اصل از قانون اساسی  شاهد هستیم که کسی

 به صرف داشتن عقیده ای خاص نمی شود مورد مواخذه قرار داد.

امیدوارم که روزی آگاهی های حقوقی مردم ایران زمین افزایش

 پیدا کند و حداقل به حق و آزادی های خود آگاه می شوند

+ نوشته شده در  89/09/12ساعت 11:42  توسط milad  | 

رنج زن

در این پست می خواهم سخنی از دکتر شریعتی بگویم که درسته تکراری است

و شما دوستان عزیز هم شنیده اید ولی ارزش خواندن دوباره را دارد.

 

زن عشق مي كارد و كينه درو مي كند...

 ديه اش نصف ديه توست...

 مي تواند تنها يك همسر داشته باشد

 و تو مختار به داشتن چهار همسرهستي ....

براي ازدواجش ــ در هر سني ـ اجازه ولي لازم است

 و تو هر زماني بخواهي به لطف قانونگذار ميتواني ازدواج كني ...

 او كتك مي خورد و تو محاكمه نمي شوي ...

 او مي زايد و تو براي فرزندش نام انتخاب مي كني....

او درد مي كشد و تو نگراني كه كودك دختر نباشد ....

 او بي خوابي مي كشد و تو خواب حوريان بهشتي را مي بيني ....

 او مادر مي شود و همه جا مي پرسند نام پدر ...

و هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود؛ مادر می شود؛

 پیر می شود و میمیرد...

و قرن هاست که او؛ عشق می کارد و کینه درو می کند

 و اینها همه کینه است که کاشته می شود در قلب مالامال از درد...!

و این رنج است

                                                

+ نوشته شده در  89/09/11ساعت 13:19  توسط milad  | 

چگونه از با ارزشترین متعلقات زندگی مراقبت کنیم؟

همین الان ممکن است چیزی را گم کرده باشید. دنبالش می گردید اما پیدایش نمی کنید.

 با خواندن این مقاله یاد می گیرید که چطور وقتی آینده را به زمان حال می آورید،

 چیزهایی که به نظرتان نمی آید، بعدها برایتان مفهوم پیدا خواهد کرد. خیلی ساده

 است.

 به شما یاد می دهیم چطور چیزهای با ارزشی که به خاطر بی توجهی، حواس پرتی

 یا مشغله زیاد فراموشتان می شود را قدر بدانید.

اولین لحظه های نخستین روزی که بیدار شدید را به خاطر می آورید؟ من یادم هست.

 دلیل اینکه این لحظات به یادم مانده این است که ذهنم را عادت داده ام به جزئیات

 زندگی توجه کند.

الان لبخندهای روی لب های مردم، برق شور و ذوق را در چشم ها و کلماتی که به

 زبان می آورند می بینم. الان کاملاً هوشیار شده ام که اینها وجود داشته است.

 

هیچ فردایی وجود ندارد مگر اینکه فردا را به امروزتان بیاورید....


 

هیچ چیز گذشته قابل تغییر نیست و آینده هم هیچ چیز را ضمانت نمی کند. امروز، این

 لحظه، همه واقعیت است. پس چرا خیلی ها در گذشته یا آینده شان زندگی می

 کنند؟ چون برای یکسری اتفاقات که اتفاق افتاده است و برایشان خاطره شده ارزش

 خاصی قائل هستند یا باورها و انتظاراتی از اتفاقاتی که ممکن است بیفتد دارند.

آنها آنقدر برای دست یافتن به درکی بهتر از برخی موقعیت ها در گذشته به عقب نگاه

 می کنند یا غرق در آینده هستند که از لحظاتی که درست از جلوی چشمانشان عبور می کند غافل می شوند و متوجه هیچ یک از جزئیات آن نمی شوند.

درواقع، بسیاری از دردها و رنج های گذشته به خاطر  عدم تمرکز آنها بر جزئیات زمان حال ایجاد شده است.

لحظات بسیار مهمی هستند که ممکن است همین حالا به آنها توجهی نکنید. در زیر به برخی از آن موارد اشاره می کنیم:

همسرتان

او کسی است که زندگیتان را با او قسمت کرده اید. باید یاد بگیرید با او بالغ شوید و

 رشد کنید، در غیراینصورت یک روز می بینید که به غریبه ای نگاه می کنید که

 سالهاست با او زندگی کرده اید. یاد بگیرید که از ته دلتان، با چشم و گوش به او توجه

 کنید. بفهمید که چه چیزهایی برای او مهم است و سعی کنید در احساسی که آن

 لحظه تجربه میکند شریک شوید.

فرزندانتان

بچه ها فقط یک زمانی و برای مدت محدودی بچه می مانند. هر روز لحظاتی را به آنها

 اختصاص دهد. یاد بگیرید که چطور روی برق چشمانشان و معصومیت افکار، احساسات

 و نگاهشان تمرکز کنید.

خانواده و دوستان

بعضی ها می آیند و بعضی ها می روند و بعضی طوری می روند که دیگر نه می

 بینیدشان و نه صدایشان را می شنوید. قدر لحظاتی که در کنار اعضای خانواده و دوستان نزدیکتان می گذرانید را همان لحظه بدانید نه سالها بعد که آن لحظات فقط به خاطره ای دور تبدیل شده اند.

همکاران

خیلی از همکارانتان تبدیل به دوستان نزدیکتان می شوند که همه عمر کنارتان می

 مانند اما خیلی از آنها که در آن زمان و موقعیت خاص بسیار به شما نزدیک بوده اند

، همان جا درگذشته تان می مانند. پس به جای اینکه فقط وظائف روزانه تان را انجام

 دهید کمی روی این لحظاتی که در کنار آنها هستید تمرکز کنید. هر فردی که می بینید

 به طریقی زندگیتان را وسعت می بخشد.

سبک زندگی، تفریح، فعالیت ها

اینها لحظاتی هستند که بیشتر خاطرات زیبایتان با آنها شکل می گیرد. ممکن است با

 خانواده یا دوستانتان یا حتی تنها باشید. تجربه همان چیزی که آن لحظه دارید و چیزی

 که از آن باقی می ماند احساس و خاطره است.

تمرین کنید تا از زندگی نهایت استفاده را ببرید. به همه جزئیات عالی که در اطرافتان

 هست دقت کنید و سعی کنید هر تجربه را به لحظه ای شیرین تبدیل کنید. یاد بگیری

د که بدون تمرکز روی نتیجه کار، برای همه نعمت های فوق العاده خداوند شکرگذار

 باشید.

زندگی سراسر مفهوم است. خیلی وقت ها خودتان با تفسیرهایی که از معنای خالص

 آن دارید، مفهوم خاص خودتان را خلق می کنید، تفسیرهایی از مفاهیم سیاه و سفید

 که با تجربیات، احساسات و امیال انسانی رنگ شده اند. احساسی که پیدا می کنید

 بر تصمیمات و سرنوشت زندگی شما اثر می گذارد.

تمرکز بر جزئیات زندگی به شما کمک می کند مفاهیم صحیح تری بیافرینید و درنتیجه

 تصمیمات بهتری گرفته و نتایج بهتری به دست آورید.

 

+ نوشته شده در  89/09/10ساعت 12:7  توسط milad  | 

جنس خوبی

ما به وسيله چهار چيز با مردم در تماس هستيم. ارزش موقعيت ما از روي اين چهار چيز معلوم مي شود

 : آنچه انجام مي دهيم،

 آنچه جلوه مي كنيم،

آنچه مي گوييم،

 آنطور كه مي گوييم.((ديل كارنگي))

 

 

 

 شش راه براي جلب محبت مردم

:1- صميمانه نسبت به غير، علاقه مند باشيد.

 2- تبسمي بر لب داشته باشيد.

 3- به ياد بياوريد كه نام هر كس براي او شيرين ترين و مهمترين لغت قاموسهاست.

4- شنيدن را بياموزيد،طرف خود را به شوق آوريد كه از خود سخن بگويد.

5- با مخاطب از آنچه دوست دارد صحبت كنيد.

6- صميمانه و صادقانه اهميت او رابرا ي خودش آشكار سازيد

 

+ نوشته شده در  89/09/10ساعت 11:14  توسط milad  | 

عاشقانه ها

عشق مرگ نیست زندگی است

 ، سخت نیست عین سادگی است

عشق عاشقانه های باد و گندم است

، اولین پناهگاه کودکی آخرین پناهگاه آدم است

+ نوشته شده در  89/09/10ساعت 11:10  توسط milad  | 

بدون شرح

امشب دلتنگي سراغت را ميگيردو غم بر چشمانم مهمان استو اشکهاي سرد ابه استقبال اين دلتنگي رفته اندنتظارمامشب با تمام داشته هايم با نداشته هايم
 دوستي را جست و جو ميکنمولي نيست تا دستهايش را بگيرمو بگويم چشمانم فقط در تبعيد انتظار توباراني شده اند و پلک نگشوده اندتا فقط حريم ديدار تو را نظاره گر باشند
 
ديشب از بام جنون ديوانه اي افتاد و مرد پيش چشم شمع ها پروانه اي افتاد و مرد
+ نوشته شده در  89/09/08ساعت 20:46  توسط milad  | 

همیشه از خوبی های دوستت برای خودت یک دیوار بساز ، اگه روزی

 بدی دیدی فقط یک آجر کم کن بی انصافیه که دیوار رو خراب کنی

+ نوشته شده در  89/09/08ساعت 14:41  توسط milad  | 

زندگی

خیلی جالبه : از سوسک می ترسیم....از له کردن شخصیت دیگران مثل

 سوسک نمی ترسیم. از عنکبوت می ترسیم...از اینکه تمام زندگیمون تار

 عنکبوت ببندد نمی ترسیم.. از شکستن لیوان می ترسیم..........از

 شکستن دل آدمها نمی ترسیم. از اینکه بهمون خیانت کنند می

 ترسیم............. . .از خیانت به دیگران نمی ترسیم

+ نوشته شده در  89/09/08ساعت 14:35  توسط milad  | 

آهنگ سوم:هک

HACK.3

نام سومین قطعه از آالوم جدید شاهین هک نام دارد.راستی تا یادم نرفته شما میتوانید از

 این آلبوم را دانلود کنید

WWW.RAPPOP6.COM    RAPFA51.COM

این آهنگ همانطور که از نامش بر می آید اشاره دارد به هک شدن سایت شاهین نجفی در

سال1387  توسط شپاهیان به دلیل توهین های شدید شاهین به مقام معظم رهبری و قرآن و تشیع و....

اگر این آهنگ را گوش کرده باشید میبینید که شاهین به همه ی این عواملی که باعث هک

شدن سایتش شدند باز دوباره توهین های بسیار شدیدی کرده که واقعا زشت و عجیب است

 برای شاهین!!!

به نظر من هک نوعی دیس است به ((آقا و کسانی که سایتش را هک کرده اند)) آن هم یک

دیس بک قوی رپری.

در جایی دیگر گفته بودم که شاهین از آن خط قرمزها هم گذشته و خودش را دچار وادی تباهی کرده است.

وقتی که شاهین در هک به قرآن توهین میکند و به آیه ی شریف((اذا زلزلته العرض...))

توهین شدیدی میکند این دیگر پذیرفتنی شدنی از شاهین نیست.

حالا به هر حال ما نمیدانیم که آیا این کار خود شاهین بوده است یا به خاطر اینکه زندگی

راحتی در آلمان داشته باشد ...

جایی که به قرآن توهین شدیدی میشود حالا به عمد ولی ((محسن نامجو))از روی سهو آن

کار را کرد و به کررات هم عذر خواهی کرد.

در همین آلمان بود که همین چند وقت پیش یک کشیش  آلمانی از آنگلا مرکل صدر اعظم

آلمان به خاطر توهین به قرآن و پیامبر (ص) جایزه گرفته بود  یا به خاطر عقاید شخصی

 خودش بوده.

شاهین خودش را غرق در فساد کرده.کل مبانی زندگی اش را از بین برده است و در آلمان

که مرکز توهین به اسلام است این آهنگ را رکورد کرده است.

شاهین اینطوری می گوید  به قول خودش جواب زور را با آهنگ های به اصطلاح فرهنگی

خودش می خواند که اوج قرون وسطایی است. شاهین خودش را مثل کوه استوار می داند

و((آقا))را که کسی اگر مواظبش نباشد می افتد که این هم نوعی زشتی است به نظرم اگر

آلمانی ها شاهین را محافظت و تامین نکنند شاهین یک کوه پنبه ای میشود.

باز هم شاهین صداقت خودش را در این آهنگ نشان داد و گفت اخلاق تعطیله ولی شاهین به نظر من با

 سرودن این آهنگ مغزش را هم تعطیل کرد.بدترین جوانان این مملکت هم برای قرآن ارزش والایی قایلند

 ولی شاهین انگار همه را بی کیش و آیین دیده است.

می توانم فقط یک جمله بگویم ((شاهین افتضاح بود))!!!

+ نوشته شده در  89/09/05ساعت 15:49  توسط milad  | 

عکس ((شاهین نجفی)) که میگوید تا زمان آزادی ایران موهای خود را کوتاه نخواهم کرد

+ نوشته شده در  89/09/05ساعت 14:38  توسط milad  | 

آهنگ دوم :جون فدا

 

به نوعی میتوان گفت در تمام قطعه های این آلبوم نوعی تمثیل وجود دارد.از

 مار و اژدها تا

دکتر و دایی و این مار و اژدها به نظر من.مار:افراد این حکومت و زیر دستی

ها.اژدها

شخص اول حکومت که شاهین و اطرافینش و به کل افراد خارج از ایران که به

 نوعی در

آنور هستند خود را به نوعی زهر خورده و زخم خورده ی مار و اژدها میدانند که

 این تمثیل

ها باعث خروج آنها از ایران شدند.و به نوعی شاهین و اطرافیانش خود را دارای

 ایمان

قوی"شخصیت محکم در مقابل عقاید خاص خودشان میدانند که به نوعی به

افراد خارج از

ایران که ادعای ایران دوستی شان میشوند میگوند((واسه ما نکنید ادعا که ما حاضریم

 

جونمان را فدا کنیم{{جون فدا}})).

در جایی دیگر اشاره به حوادث و کشته شدن افراد میکند در حوادث 88 که

باتوم خوردن

و... می کند که من در ایران نبودم وگرنه...!!!نوعی در اینجا بی غفلتی

 خوودش را نشان

می دهد که من نبودم. ولی تو که شنیدی؟؟؟!!!

((نسل رو داد به گا)) باز هم اشاره میکند به سوختن نسل.همانطور که بهرام

 می گوید

((عمر من رفت به درک واسه نسل بعد)).

باز هم شاهد تمثیل هستیم.گله:مردم معترض به نتایج/ سگای عظمی:افراد

 بالا دست و نوعی هم همان نیروهای بسیج و نیروی انتظامی که به نوعی

 گله را دریدند ولی در این گله ی به

ظاهر معصوم  چندین و چندین بز گر هم وجود داشت!!! به نظر من این چند بز

 گر که

همان خارجی نشین هایی بودند که باعث تباهی جنبش سبز شدند.

بگذریم پرداختن به این مسا یل نه تنها به حل مشکلات کمک می کند بلکه

 سوال های ما را

هم اظافه تر میکنند.

شاهین در این آهنگ چندین جا خود را آماده ی کشته شدن در راه به اصطلاح

 آزادی خود

میداند و از هیچ چیز هم واهمه ندارد.شاهین میگوید درسته که من آن ورم

 ولی به این جنبش

تعلق دارم و به نوعی ((هرگز حضور غایب شنیده ای!!!))

اغراق بزرگ شاهین ((رپ درد و من آوردم)).میدانیم که پدر رپ فارسی با آلبوم

 ((جنگل

آسفالت)) به نوعی سبک اجتماعی و درد سیاسی را وارد رپ کرد.همان

 آهنگ معروف

 ((اینجا تهرانه)).

+ نوشته شده در  89/09/05ساعت 12:28  توسط milad  | 

((دارم چرت میگم))

آهنگ اول ((دارم چرت میگم)):ژانر:اجتماعی/در این اهنگ به پول توجه

میکندویعنی بن مایه ی این اهنگ پول و مشکلات ناسی از پول است و

پول را مانند برادر خود میداند که حتی یک لحظه هم از او جدا نشده و

اشاره میکند به زندگی خودش در آلمان که حتی در آنجا هم با بی پولی

دست و پنجه نرم میکند و به نظر شاهین پول برایش مهم تر از شهرت

است که این یک نوع طنز است و به پدرش نهیب میزند که به نظر من این

نهیبی است که به جامعه ی دهه ی ۶۰ ایران که بنا بر اقتضای سیاسی

و اجتماعی دولتمردان حاکم رویه سیاسی افزایش فرزندان را در پیش

گرفتند و به نظر برخی ها به خاطر افزایش نیرو در زمان جنگ بوده بدون

در نظر گرفتن آینده فرهنگ به وجود خواهد آمده و اقتصاد این خانوارها

شاهد رشد ۱/۴٪ جمعیت بودیم در مقابل هیچ و پوچ!!!

امروز شاهد آن هستیم که 12  میلیون جوان در سن ازدواج هستن و در

اینجا یعنی آغاز ((فساد در آهنگ های شاهین)).

در جای دیگر به کنکور اشاره میکند و ازدواج که وقتی در کنکور قبول

نشدی=در کار و ازدواج حتما نا موفق می شوی که این نشانه ی عقب

ماندگی  کشو مان است.امروزه شاهد آن هستیم که هر نوعی دانشگاه

از پیام نور تا پودمانی و ... به وجود آمده تا این قشر عظیم جوان را به خود

مشغول کند و به اصطلاح فرهیخته و تحصیلکرده شوند!!! که از لحاظ

سطح علمی واقعا درصد عظیمی از دانشجوهای ما حرفی برای گفتن

ندارند.

شرف!شرافت!شریف بودن. این چیزی است که شاهین به خود نسبت

میدهد.یعنی یک نوع طنز تلخ و یک نوع مغلطه کاری شاهین که در

واقیعیت هم چیزی به نام شرف ندارد.او شرف نداشتن را یعنی با شرفی

میداند و این یعنی معکوس همانطور که معکوس آن در این جامعه است.

در جایی در این قطعه آهنگ میگوید ((اگه شرف داشتم شرو ور میخوندم

و خم میشدم پیش ارشاد و ایران می موندم)) در حالی که مخالف این

وجود دارد.یک مثال برایتان میزنم:((بهرام)) شاعر سیاسی خوان  داخل

ایران که به نظر من لحنش خیلی واضح تر و بیان سنگین تری از شاهین

دارد که شاهین نوعی هجو و هزل میگوید و به بی احترامی به طرف

مقابل می پردازد و به اصطلاح میخواهد خودش را خالی کند. پس در ایران

به هر سبکی کارهای سیاسی شدیدی خوانده میشود و خط قرمزها

شکسته شده است ولی شاهین پای خود را از خط قرمزها فراتر گذاشته

است که این غیر قابل تحمل است.

بی پولی یعنی بد بختی بی احترامی بی قدرتی ناتوانی و در آخر

فساد.این سخن اصلی شاهین در این قطعه آهنگ است که در آخر آهنگ

با گیتار برقی نوعی تلقین احساس به مخطب خودش میکند.

+ نوشته شده در  89/09/03ساعت 13:38  توسط milad  | 

نقد آلبوم جدید شاهین نجفی ((سال خون))

مقدمه

این نوشته نقدی است بر آلبوم جدید شاهین نجفی ((سال خون)) که به همراه گروه خود خوانده است.

همانطور که میدانیم شاهین خواننده ای است که در آلمان زندگی میکند و از شهر بندرانزلی به آنجا مهاجرت کردهاست.

  آلبوم جدید او مانند سایر کارهایش رنگ و بوی سیاسی و جوان پسند داردوبه نظر من شاهین نوعی نگاه معاصر دارد مانند شاعران ماصر کشورمان مانند:بهاروفرخی یزدیومیرزاده عشقی که به مسایل سیاسی وفساد جنسی توجه خاصی دارد.

  شاهین به مسایل جنسی و فساد جنسی توجه خاصی دارد ولی به نوعی خودش هم در آهنگ هایش دچار فساد شدهوشاید هم به قصد این کار را کرده است!!!!

   این آلبوم همانطور که از نامش معلوم است((سال خون))به حوادث پس از انتخابات 88 توجه ویژه ای داردو تکه کلام این البوم به نظر من ((شیشه نوشابه هم بوی کهریزک می ده)) حاکی از حوادث تلخی است که در بازداشتگاه کهریزک افتاده است 

در اینجا بیوگرافی شاهین نجفی اشاره ای کوتاه میکنم:

شاهین نجفی زاده سال ۱۳۵۹ در بندر انزلی است و در گیلان زندگی می‌کرده‌است. وی زمانی که شش سال داشته است پدرش را از دست می دهدو بعدها نیز با اعتیاد برادرش روبه رو می شود. از این رو دوران کودکی را با سختی های گوناگون پشت سر گذاشتاو از نوجوانی به سرودن شعر و ترانه روی آورد و از هیجده سالگی نواختن ساز گیتار را در سبک‌های کلاسیک و فلامنکو نزد اساتید این ساز همانند سهراب فلک انگیز ، فرزاد دانشمند و حامد حمیدی آموخت. وی آوازهای هارمونی و سلفژ را نزد استاد سنگاچینی و استاد فریدون پوررضا آموخت و سپس آواز خواندن را در سبک‌های راک و اسپانیولی در ایران به صورت زیرزمینی آغاز کرد و با چند گروه مختلف همکاری کرده‌است. وی دانشجوی رشته جامعه شناسی بوده است و نظر خود را در محیط دانشگاه به طور صریح بیان می کرده است. از این جهت وی را به علت هنجار شکنی از دانشگاه اخراج کردند.

شاهین از سال ۱۳۸۴ به آلمان مهاجرت کرد و تاکنون به فعالیت خود در موسیقی‌های رپ و راک ادامه می دهد. در ترانه‌های شاهین نجفی، آمیزه‌ای از اعتراض به حکومت مذهبی، فقر، زن‌ستیزی، سانسور، اعتیاد، دروغ، اعدام و کودکان کار را می‌توان دید. او تلاش می‌کند که عناصر شاعرانه و ادبی و اصطلاح‌های فلسفی و سیاسی در ترانه‌هایش حضور داشته باشند.

+ نوشته شده در  89/09/01ساعت 16:45  توسط milad  |